الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
215
شرح كفاية الأصول
فعليه كلّما كان . . . نتيجه : هر مفهومى كه از ذات ، با اتّصافش به صفاتى كه خارج از ذات مىباشد « 1 » ، انتزاع شود - چه اين صفات خارجه ، عرض « 2 » باشند و چه عرضى « 3 » - داخل در محلّ نزاع خواهد بود ، هرچند از لحاظ ادبى ، جامد باشد . و هذا بخلاف . . . مطالبى كه بيان شد مربوط به اين بود كه مبدأ اشتقاق ، صفات خارجه از ذات باشد . امّا اگر مبدأ اشتقاق ، ذاتى باشد ، چه ذاتى باب ايساغوجى و چه ذاتى باب برهان ، با رفتن مبدأ اشتقاق ، ذات هم از بين مىرود . توضيح مطلب : ذاتى دو گونه است : 1 - ذاتى باب ايساغوجى « 4 » ذاتى باب ايساغوجى به چيزى مىگويند كه در متن ذات اشياء موجود باشد ، چه « تمام ذات » ( جنس و فصل ) باشد كه « نوع » را تشكيل مىدهد ، مثل « انسان » كه براى مصاديقش ( زيد و بكر و . . . ) تمام ذات است . و چه « بعض ذات » باشد ، كه اگر « ما به الاشتراك » است ، به آن « جنس » گويند ، و اگر « ما به الامتياز » است به آن ، « فصل » گويند ، مانند : « حيوان » و « ناطق » براى نوع « انسان » . به اين سه مورد ( نوع ، جنس ، فصل ) ، ذاتى باب « ايساغوجى » گفته مىشود و دو مورد ديگر آن عرض است كه يكى عرض عامّ و ديگرى عرض خاصّ مىباشد . 2 - ذاتى باب برهان ذاتى باب برهان به عرض ذاتى گويند كه از متن ذات و بدون ضمّ ضميمهاى ، انتزاع مىشود ، دو نام ديگر آن « محمول من صميمه » مىباشد ، يعنى محمولى كه از صميم و خالص ذات ، انتزاع مىشود ، مثل « زوجيّت » كه از صميم و ذات « أربعه » انتزاع مىشود .
--> ( 1 ) . خارج از ذات يعنى اينكه مبدأ اشتقاق ، نه ذاتى باب ايساغوجى باشد و نه ذاتى باب برهان . ( 2 ) . يعنى امر اصيل باشد ( مثل : بياض و سواد ) . ( 3 ) . يعنى امر انتزاعى باشد ( مثل : زوجيّت در زوج و زوجة ، رقيّت در رقّ و . . . ) ( 4 ) . يعنى كلّيّات خمس .